خبرگزاری
فارس: کارشناسان صهیونیست معتقدند تهدیدهای اسرائیل علیه ایران، از یک سو
اقتصاد رژیم صهیونیستی را به خطر انداخته و از طرف دیگر قدرت امنیتی و
بازدارندگی اسرائیل را به چالش می کشد.
به گزارش سرویس مجازی خبرگزاری فارس به نقل از روزنامه کیهان، یاگیل لوی
کارشناس امور اسرائیل در مصاحبه با روزنامه نوول ابزرواتور، تهدیدهای چند
ماه اخیر اسرائیل علیه ایران را بلوف خواند و گفت: من فکر نمی کنم که
نتانیاهو و باراک واقعا در حال گام برداشتن به سوی حمله علیه ایران باشند؛
یک بازی را پیش گرفته اند و در تلاش اند تا ایالات متحده و دیگر قدرت ها را
وادار کنند کاری انجام دهند تا جلوی ایران گرفته شود.
وی گفت: این تهدیدها از نظر من این یک بلوف است؛ در واقع من متقاعد شده
ام که از طرف نتانیاهو این مسئله یک بلوف است، زیرا نتانیاهو فرد بسیار
محتاطی است؛ البته من هرگز به او رأی نداده ام؛ او از نظر نظامی تهدید می
کند، هشدار می دهد، ولی زمانی که در برابر تصمیم حمله قرار گیرد، می گوید
نه.
این کارشناس صهیونیست همچنین گفته است: ایهود باراک می داند که اکثریت
مسئولان نظامی به طور ثابت و به شکلی آشکار «نه» گفته اند؛ او می داند که
برای نظامیان حمله بدون ایالات متحده امکان پذیر نیست؛ او همچنین می داند
که انجام چنین حمله ای بدون به دست آوردن موافقت افکار عمومی اسرائیل امکان
پذیر نیست.
روزنامه نوول ابزرواتور از قول یاگیل لوی تصریح کرد: نکته بسیار مهم این
است که زمانی که به افکار عمومی گوش می دهیم اکثر اسرائیلی ها می گویند که
اگر واقعا خطر جدی باشد، آنها مهاجرت کنند و کشور را ترک می کنند.
این کارشناس صهیونیست در پاسخ به سؤال نشریه فرانسوی مبنی بر اینکه
«تهدید ایران بدون اینکه واقعا نیت حمله وجود داشته باشد می تواند وجهه
اسرائیل و توان آن برای اقدامات بازدارنده را زیر سؤال ببرد؛ نظر شما در
این باره چیست؟» گفت: بله، دقیقا همین طور است؛ من کاملا با شما موافقم؛
این حالت بسیار خطرناک است؛ به همین دلیل است که بسیاری از مقامات آمریکایی
معتقدند که این گونه اظهارات از سوی سیاستمداران اسرائیلی و تهدید مداوم
به حمله علیه ایران موضع اسرائیل و توان بازدارندگی این کشور را در
خاورمیانه تضعیف می کند؛ نتانیاهو و باراک هم از این مسئله آگاهند؛ ولی
آنها فکر می کنند که حداقل اگر بتوانند آمریکایی ها را مجاب به اتخاذ یک
موضع سخت در قبال ایران کنند، این خود یک پیروزی خواهد بود اما یک چیز را
نباید فراموش کرد. مباحثه عمومی بر سر لزوم حمله یا عدم حمله به ایران توسط
باراک یا نتانیاهو آغاز نشد. این مباحثات توسط مخالفان جنگ مانند مئیر
داگان، رئیس سابق موساد، آغاز شده است؛ این اولین باری بود که اخبار این
جنگ منتشر و معلوم شد که در دستور کار قرار گرفته است؛ پس از آن بود که
باراک و نتانیاهو، به ویژه باراک، گفتند هنوز هیچ تصمیمی در این زمینه
نگرفته اند، ولی این یک احتمال است؛ پس از آن گلوله برف کم کم بزرگ شد و
آنها برای حفظ باورپذیری خود مجبور شدند بگویند که این گزینه جدی است؛ به
هرحال، جامعه اسرائیل برای جنگ آمادگی ندارد و هیچ گاه اختلافات میان جامعه
و دولتمردان تا این حد فاحش نبوده است.
همزمان نشریه صهیونیستی اسرائیل آبزرور در گزارشی خاطرنشان کرد: ایران
تهدیدی برای اسرائیل است، حتما اگر امروز اسحاق رابین هم زنده بود، همین را
می گفت؛ اما نگرانی این است که تهدیدهای بی وقفه نتانیاهو در خصوص جنگ بی
آن که لازم باشد رهبر ایران حرکتی کند، خود به خود به جامعه و اقتصاد
اسرائیل صدمه بزند.
نویسنده این نشریه تصریح کرد: حرف زدن از جنگ، اسرائیل را متشنج می کند؛
دوستانی دارم که کابوس می بینند؛ کسانی هم که در خارج هستند می پرسند آیا
اسرائیل برای بازگشت امن است؟ تعجبی ندارد که مردم خواب نداشته باشند اما
ژنرال مارتین دمپسی فرمانده آمریکایی می گوید نمی خواهم در جنگ کنار
اسرائیل و همدست آن باشم.
نشریه فرانسوی زبان لاوی نیز در گزارشی به قلم «آن گیون» فرستاده خود به
فلسطین اشغالی نوشت: برای نخستین بار در تاریخ اسرائیل است که شخصیت های
رده بالای آن نیز زبان به اعتراض و مخالفت با جنگ در مقابل ایران گشوده
اند؛ این خطر وجود دارد که اختلاف و مخالفت با جنگ از متن افکار عمومی به
بدنه رژیم کشیده شده است.
گزارشگر ادامه می دهد: یکی از ساکنان شرق بیت المقدس می گوید هرچند جنگ
دیر یا زود اتفاق می افتد اما معتقد است «هرچه دیرتر باشد، بهتر است»؛ مردم
سردرگمند؛ اسحاق راننده تاکسی 68 ساله گفت «نمی دانم اسرائیل چگونه می
تواند به کشور بزرگی چون ایران حمله کند اگر شما می دانید این امر چگونه
ممکن است مرا مطلع کنید؛ اکثریت ساکنان اسرائیل خواهان وقوع جنگ نیستند.»
گزارشگر نشریه فرانسوی می نویسد: اما این پایان ماجرا نیست؛ برای نخستین
بار در تاریخ اسرائیل شخصیت های رده بالای رژیم نیز زبان به اعتراض و
مخالفت گشوده اند؛ در این میان می توان به فرمانده ستاد مشترک نیروهای
مسلح، رئیس موساد، رئیس شین بت و شیمون پرز «رئیس جمهور» و «شائول موفاز»
رهبر اپوزیسیون اشاره کرد.
روزنامه صهیونیستی تایمز اسرائیل نیز در گزارشی خاطرنشان کرد: ایران
انواع موشک ها از جمله شهاب 3 را در اختیار دارد؛ این موشک طوری طراحی شده
است که می تواند 800 تا 1000 کیلوگرم مواد منفجره را در کلاهک خود حمل کند و
برد آن نیز از 1200شروع می شود که این میزان برد برای رسیدن به اسرائیل
کافی است.
این روزنامه نوشت: موشک شهاب-3 ایران می تواند در بالای هدف منفجر شود که
این حالت مهیبی را ایجاد می کند؛ موشک شهاب3 را کامیون های متحرک حمل می
کنند، بنابراین از هر نقطه ای حتی از مزارع پسته و حتی جای توقف خودروی
معمولی قادر به شلیک به سوی هدف هستند.
بنابر گزارش موسسه امنیت ملی اسرائیل، این موشک ایرانی در 600 متری هدف
منفجر شده و هر تکه آن در جایی فرود آمده و آسیب های جدی را به اهداف وارد
می کند.
*جنجال کنندگان به این دو دلیل دروغ گفتند
«آن قدر نفرت وجود شما را گرفته که نمی توانید واقعیت را ببینید و الّا
اگر قرار بود سخنان محمد مرسی در نشست تهران تحریف شود، توسط همه شبکه های
تلویزیون ایران تغییر داده می شد و نه یک شبکه».
این مطلب را داریوش سجادی مدیر شبکه ماهواره ای تعطیل شده هما در پاسخ
ادعای مهمل ابوالفضل قدیانی از سران سازمان مجاهدین (انقلاب) نوشت: قدیانی
خطای مترجم یکی از شبکه ها را نشانه حقانیت ادعای تقلب در انتخابات ریاست
جمهوری ایران دانسته بود!! سجادی در پاسخ این ادعا نوشت: جناب آقای قدیانی!
ظاهرا نفرت آن چنان وجودتان را فرا گرفته که مانع می شود تا واقعیت را
ببینید؛ اگر این اظهارات را جوانی نوباوه در سیاست می زد می شد اغماض کرد
اما از شما قابل قبول نیست.
وی می نویسد: یعنی چه که اشتباه در ترجمه سخنرانی مرسی را با بحث تقلب در
انتخابات ریاست جمهوری پیوند زده اید و این دو را از جنس «خیانت در امانت»
دانسته اید!؟ یعنی باور دارید در ترجمه همزمان سخنان مرسی در حالی که
جملگی نسبت به اظهارات ایشان خالی از ذهن بودند، نظام جمهوری اسلامی در یک
طراحی موفق وقتی مواجه با نام «سوریه» شده در کسری از ثانیه از بالاترین
مقامات کشور به مترجم دستور داده اند تا سوریه را بحرین ترجمه کنند!!!؟ و
بر فرض محال که این چشم بندی محیرالعقول را نیز پذیرفتیم در آن صورت چه
اتفاقی می افتد؟
سجادی تصریح کرد: آیا فهم این مسئله تا این اندازه دشوار است که ترجمه
مزبور به احتمال زیاد ناشی از یک خودسری احمقانه از جانب مترجم بوده و الّا
چرا در دیگر شبکه های صدا و سیما این اشتباه اتفاق نیفتاد؟
وی همچنین می نویسد ادعای تقلب در انتخابات سال 88 دروغ بزرگی برای برون
ریختن نفرتی بود که با هیچ سند و ادله و حجتی قابل تغییر نیست.
*حرف های سیدحسن نصرالله چرا ترس در دل آمریکا و اسرائیل انداخت؟
آمریکا تهدیدهای دبیر کل حزب الله لبنان را جدی می گیرد و اسرائیل از این تهدیدها وحشت زده است! او حتی یک دروغ هم نگفته است.
در پی اظهارات اخیر سیدحسن نصرالله مبنی بر اینکه «ایران حمله اسرائیل را
با حمله به تمام پایگاه های نظامی آمریکا در خلیج فارس پاسخ می دهد» و ما
آماده حمله به اسرائیل هستیم، روزنامه القدس العربی با تمجید از شجاعت دبیر
کل حزب الله نوشت: آقای نصرالله از جمله افرادی است که تاکنون از وی حتی
یک دروغ هم نشیده ایم؛ او گفت که می داند و یقین دارد رهبران ایران تصمیم
گرفته اند در صورتی که تأسیسات هسته ای کشورشان از سوی اسرائیل مورد حمله
قرار بگیرد به تمامی پایگاه های نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس حمله کنند
و مسئولیت این حرکت خصمانه به عهده آمریکا است چرا که اسرائیل نمی تواند
بدون موافقت آمریکا چنین اقدامی را انجام دهد. به این گفته سیدحسن نصرالله
نیز توجه کنیم که «در صورتی که اسرائیل بخواهد علیه لبنان حمله خصمانه ای
انجام دهد، موشک های حزب الله می توانند تمامی نقاط اسرائیل را هدف قرار
دهند». وی همچنین ورود نیروهای نظامی اش به منطقه جلیل در شمال این رژیم را
نیز بعید ندانست؛ این اظهارات بی سابقه است و تاکنون از زبان هیچ کدام از
مسئولان عربی شنیده نشده است.
عبدالباری عطوان سردبیر القدس العربی با بیان اینکه «آمریکا این تهدیدها
را جدی می گیرد» نوشت: اوباما نمی خواهد خود را درگیر جنگ تازه ای کند؛ وی
اکنون خود را به دلیل درگیر شدن کشورش در جنگ عراق و افغانستان در وضعیت
سختی می بیند؛ همین مسأله است که باعث شده تا به تقاضاها و فشارهای هم
پیمانانش مبنی بر دخالت نظامی در سوریه پاسخ منفی دهد، یا این که جنگنده
های آمریکایی را از مشارکت با جنگنده های ناتو در جنگ لیبی برای سرنگونی
معمر قذافی که نقش به سزایی در سقوط وی داشتند، خارج کند؛ اگر کسی اظهارات
رهبر حزب الله را در گفت وگو با شبکه ماهواره ای المیادین دیده باشد در می
یابد که دلایل تردید آمریکا و وحشت اسرائیل چیست.
به گزارش «دیپلماسی ایرانی»، وی آنگاه با سرزنش سران سازشکار عرب تأکید
کرد: جای تأسف است که کشورهای عربی دست بسته کناری نشسته اند و به سرنوشت
تاریک خود چشم دوخته اند؛ چه زیبا است، اسرائیل نگران است و واشنگتن
دستپاچه، چرا که دیگر هیمنه و تسلطی بر منطقه ندارند و دیگر نمی توانند با
صعود ستاره های قدرتمند استراتژیک منطقه همانند گذشته مانور سیاسی دهند؛
دیگر دوران غلبه آنها بر سازمان ملل و شورای امنیت به پایان رسیده و دیگر
روند پناه بردن به سازمان ملل حرکت ذلت باری شده است؛ دقیقاً مثل همان
رفتاری که اعراب و روس ها در جریان جنگ سرد برای فرار از وتوی آمریکایی-
اروپایی که همواره به طرفداری از اسرائیل و حمایت از آن صادر می شد، انجام
می دادند؛ دیگر از پذیرفتن ذلت شمشیر تسلط هم پیمانی اسرائیلی-آمریکایی که
60 سال است بر گردنمان گرفته اند، خسته شده ایم، شاید این وضعیت بتواند
علاج آخر ما باشد.
*پیامدهای ناگوار مداخله در سوریه یکی یکی گریبان ترکیه را می گیرد
تحلیلگران مختلف در منطقه و جهان معتقدند خطای محاسبه باعث شکست دولت ترکیه در ماجرای سوریه شده است.
دویچه وله آلمان در گزارشی که به سفر ژنرال پترائوس رئیس سازمان سیا به
اسلامبول اختصاص داشت، نوشت: طی ماه های گذشته محاسبات دولتمردان ترکیه در
ارتباط با بحران سوریه بارها نادرست از آب درآمده است؛ مقام های ترکیه ماه
ها پیش بر این باور بودند که رژیم بشار اسد با توجه به کمبود روزافزون پول و
پشتیبانی به زودی سرنگون خواهد شد؛ همچنین گفته شده بود که ترکیه هجوم
انبوه آوارگان سوریه یا حمایت رژیم این کشور از حزب کارگران کردستان ترکیه
(پ ک ک) را خط قرمزی می داند که عبور از آن می تواند سبب شود که ترکیه دست
به عملیاتی نظامی بزند؛ به اعتقاد کارشناسان و تحلیلگران اما ترکیه پی برده
که دستانش در مشاجرات ابرقدرت ها در مسئله سوریه بسته است.
این رسانه آلمانی افزود: ترکیه خود نیز بیش از پیش اثرات و پیامدهای جنگ و
درگیری در سوریه را بطور مستقیم لمس می کند. حزب پ ک ک در دوران اخیر دست
به سلسله سوءقصدهایی زده که به عقیده سیاستمداران ترکیه با پشتیبانی از
سوریه و همچنین ایران انجام گرفته اند؛ از آن گذشته بحران سوریه رشد
اقتصادی ترکیه را نیز تحت الشعاع قرار داده و ضربه ای سنگین به آن وارد
کرده است؛ سوریه یکی از مسیرهایی محسوب می شد که ترکیه از طریق آن کالاهای
خود را به بازار کشورهای عربی حوزه خلیج فارس ارسال می کرد.
یادآور می شود در آخرین درگیری میان پ ک ک و نیروهای امنیتی، 30 نفر از
طرفین کشته شدند که 10تن آن نیروهای امنیتی بودند. براساس برآوردهای گروه
بین المللی بحران (International Crisis Group) از ماه ژوئن سال گذشته
میلادی تاکنون نزدیک به 800 نفر در خشونت های ترکیه کشته شده اند که 200
نفر از آنان را نیروهای دولتی تشکیل می دهند؛ حدود یک پنجم جمعیت ترکیه کرد
هستند؛ در مجموع 45 هزار نفر در درگیری های میان پ ک ک و دولت مرکزی ترکیه
کشته شده اند.
همزمان با تحلیل دویچه وله، روزنامه «تودی زمان» چاپ ترکیه در تحلیلی
خاطرنشان کرد: برآوردهای آنکارا درباره سوریه اشتباه بود و نتایج ناگوار آن
ترکیه را تهدید می کند.
این روزنامه با اشاره به آرزوی احیای امپراتوری عثمانی نوشت: به نظر می
رسد بحران سوریه محکی جدی است تا دولت اردوغان این آمال خود را کنار بگذارد
و با واقعیت ها روبه رو شود؛ هم اکنون در جنگ شدیدی میان نیروهای دولتی
سوریه و شورشیان، موازنه قدرت به سود دولت است. تنها عاملی که می تواند
موازنه کنونی قدرت را در سوریه برهم بزند مداخله خارجی است اما از یک سو با
توجه به مخالفت های روسیه و چین و از سوی دیگر به دلیل مشکلات فزاینده
کشورهای غربی و به ویژه فرانسه و آمریکا احتمال تحقق چنین امری در آینده
نزدیک چندان قابل تصور نیست؛ به همین خاطر نیز آنکارا ناچار است خود به
تنهایی با بحران سوریه روبه رو شود؛ با توجه به عدم سقوط دولت سوریه و
محاسبات اشتباه ترکیه، این کشور هم اکنون با پیامدهای ناگوار این جنگ روبه
رو شده است.
تودی زمان خاطرنشان کرد: هم اکنون هزاران آواره سوری در اردوگاه هایی در
داخل خاک ترکیه حضور دارند که خود هزینه های سنگینی را بر اقتصاد ترکیه
تحمیل کرده است؛ همچنین حضور این آوارگان موجب برهم خوردن وضعیت امنیتی و
شرایط اجتماعی شهرهای پذیرای این آوارگان شده است؛ به گونه ای که حضور
آوارگان هم اکنون به دیگ جوشانی تبدیل شده است و بسیاری از مردم به شدت
مخالف سیاست های کنونی دولت ترکیه در قبال بحران سوریه هستند.
این روزنامه چاپ ترکیه می نویسد: عرصه سیاسی ترکیه نیز به شدت دو قطبی
شده و اتهامات سنگینی میان حزب حاکم و احزاب مخالف رد و بدل می شود؛
مخالفان، دولت را متهم می کنند که با اتخاذ سیاست های نادرست و پیروی محض
از قدرت های امپریالیستی این کشور را وارد گرداب سوریه کرده اند؛ در حالی
که ترکیه حامی اصلی ارتش آزاد سوریه است، گروه پ ک ک نیز فعالیت های خود در
داخل خاک ترکیه را افزایش داده است؛ قدرت گرفتن کردهای داخل سوریه نیز
موجب پیچیده تر شدن بحران کردهای ترکیه شده است؛ با توجه به وجود این
مشکلات به نظر می رسد که متحدان غربی دولت ترکیه نیز به نوعی از این کشور
روی برگردانده اند چرا که جلسه اخیر شورای امنیت نیز نشان داد ترکیه باید
خود به تنهایی مشکلاتش را حل و فصل کند.