براستی از سالیان پیش و از زمانی که بشر هیچ احترامی برای محیط زیست خود باقی نگذارد این رستاخیز آغاز شد .
از زمانی که آخرین ببر ایرانی در کویر شکار شد و شکارچی بی سواد بر پیکره بی جان آن پا نهاد و عکس یادگاری گرفت . رستاخیز ببر ایرانی شروع شد . بدنبال آن رستاخیز یوز ایرانی و رستاخیز نوعی غورباقه درختی که همدم نیما بود نیما از او می پرسد آی وردک کی می رسد باران ؟
آری رستاخیز را نمی توان تنها در وجود موج هایی به طول دو کیلومتر دید و یا برخورد یک شهاب سنگ آن را دید .
بشر باید بداند باکسر حتی یک کرم از طبیعت به نوعی رستاخیزی را باعث شده و باید بداند . جهان و گیتی در صورت کمال مناسب زندگیست و درصورتی که انقراضی در پی داشته باشد . با مشکلات عدیده گام های زیادی بسوی رستاخیز برداشته و هر روز از موهبت لذت حیات به ضلالت ذلت حیات نزدیک می شود . و آنانی که پاس داشتند طبیعت را و احترام گذاردن بر رشد علف چه بی پیرایه و چه شاعرانه زیستند و رفتند و امروز نبودشان از این حیث ارزش مند است که دیگر شاهد این همه ظلم و جور بر طبیعت رفته نیستند . و چه خوش مردند آنان که ندیدند سوختن جنگل را .
هان ای انسانی که به نوشیدن بطری های اکسیژن رسیده ای و یا برای بدست آوری چند قلپ آب سالم پول بطری می پردازی ّهیچ میدانی که در گذشته آب نا سالم کم یاب بود و آلودگی هوا بی معنا ؟
و امروز هرچه می کنیم برای لذت بیشتر است و خود را بسوی ذلت بیشتر سوق میدهیم .
به هرحال چه پیش بینی ناسا صحیح باشد چه ناصحیح باید قبول کنیم که بسوی رستاخیز زمین در حرکتیم و اگر این حرکت متوقف نشود . زمین ناچار است بقیه راه حیاتش را بدون ما سفرکند و ابائی نیز از پیاده کردن مسافران ناسپاسش ندارد .