ستوننویس معروف یک روزنامه آمریکایی در مقالهای تأکید کرد آمریکا دیگر پدربزرگ اسرائیل نیست و رئیسجمهوری این کشور به اندازهای پرمشغله است که تلآویو دیگر نمیتواند برای نجات خود، به آمریکا تکیه کند.
«توماس فریدمن» در روزنامه آمریکایی نیویورکتایمز نوشت: دوستان اسرائیلی از من میپرسند که آیا «باراک اوباما» که برای دومین بار بعنوان رئیسجمهوری آمریکا برگزیده شده است، از «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر اسرائیل به دلیل رفتارهای او و «شلدون آدلسون» تأمین کننده بیپروای مالی او در حمایت آشکار از «میت رامنی» رقیب جمهوریخواه اوباما، انتقام خواهد گرفت؟ پاسخ ما به اسرائیلیها این است: شما باید خیلی خوشانس باشید که چنین اتفاقی بیافتد
شما باید خیلی خوششانس باشد که رئیسجمهوری آمریکا احساس میکند، زمان، انرژی و سرمایه سیاسی دارد تا صرف دست و پنجه نرم کردن با نتانیاهو کند و بین فلسطین و اسرائیل صلح برقرار کند. من فکر نمیکنم که این اتفاق به این زودی رخ دهد. اوباما دستورات تهاجمی بسیار زیادی از جانب مردم آمریکا دارد: میبایست بر بیتلحم، پنسیلوانیا و نه بیتلحم، فلسطین متمرکز شود و باید ما را از مرداب (افغانستان) خارج کند نه آنکه به سوی آن (سوریه) بکشاند. نه. دوستان اسرائیلی من، وضع بسیار بدتر از چیزی است که شما فکر میکنید، شما در خانه تنها هستید.
بدون شک، هیچکس در اینجا (آمریکا) این مسئله را به شما نمیگوید. در عوض، به طور قطع یک وزیر خارجه جدید در سال آتی میلادی با یک نقشه راه فوقالعاده برای اقدامات اعتمادساز بین اسرائیلیها و فلسطینیان از اسرائیل دیدار خواهد کرد. این وزیر خارجه آمریکا حتی به شما میگوید که امسال، سال تصمیم است. مراقب باشید. ما قبلاً آنجا بودیم (چنین چیزی پیشتر مطرح شده است). اگر شما در گوگل عبارت «سال تصمیم در خاورمیانه» را سرچ کنید، به بیش از یکصد میلیون لینک دسترسی پیدا خواهید کرد.
آیا این برای اسرائیل خوب است؟ نه. این ناخوشایند است. ترکیب تمرکز داخلی آمریکا، ناآرامیهای بعد از بیداری عربی و خستگی فلسطینیان به این مفهوم است که اسرائیل بدون قطع میتواند با هزینه کوتاه مدت بسیار پایین اما هزینه طولانیمدت از دست دادن هویت خود به عنوان دموکراسی یهودی در کرانه باختری بماند. اگر اسرائیلیها میخواهند از این سرنوشت فرار کنند، مهم است که این مسئله را درک کنند که دیگر ما «پدربزرگ آمریکا» شما نیستیم.
اینطور شروع میکنم که ظهور نیروی سیاسی در آمریکا به شکلی نیست که نتانیاهو اسرائیل را با آن همطراز بداند. همانطور که «آری شاویت» ستوننویس اسرائیل در روزنامه هاآرتص، هفته گذشته نوشت: «در گذشته، هم جنبش صهیونیست و هم دولت یهودی به این مسئله اهمیت میدادند که با نیروی ترقیخواه در جهان شناخته شوند اما در دهههای اخیر، اکثر اسرائیلیها به نیروهای ارتجاعی در جامعه آمریکا تکیه میکنند. تکیه کردن به این نیروها بسیار قابل دسترستر و آسانتر است.»
انجیلنویسان، سوالات دشواری درباره شهرکسازی نپرسیدند، مردم حزب «تی پارتی» حتی یک کلمه درباره حذف زنان و اقلیتها یا درباره حملات شهرکنشینها و اقدامات مخربانه آنها علیه فلسطینیان و فعالان صلح بر زبان نمیآورند.
جناح مذهبی، سفیدپوست و محافظهکار حزب جمهوریخواه به هیچ عنوان وقتی دیوان عالی اسرائیل و قوانین اسرائیل لگدمال میشود، آشفته نمیشود.
شاویت ادامه داد: «اسرائیل فرض میکند که تحت سرپرستی یک آمریکای راستگرا و افراطی، ما میتوانیم بدون پرداخت هزینهای، یک سیاست افراطی و راستگرا برپا کنیم. نه دیگر اینطور نیست. نتانیاهو میتواند هنوز از لابی اسرائیل ستایش و تمجید پایدار دریافت کند اما این تعریف و تمجید در دانشگاه کالیفرنیا لسآنجلس نخواهد بود.
بعلاوه، سیاستگذاران آمریکایی این مسئله را درک کرده اند که خاورمیانه زمانی لبخند به چهره ما میآورد که این لبخند با خود آنها شروع شود: با خود اسرائیلیها و اعراب. کمپ دیوید با خود آنها شروع شد. اسلو با خود آنها شروع شد. بهار عربی با خود آنها شروع شد. وقتی آنها بر جنبشهای صلح و دموکراسی مالکیت داشته باشند، این جنبشها میتواند خودکفا باشد، ما میتوانیم آنچه را که آنها آغازگر آن بودند تقویت کنیم اما نمیتوانیم خالق آن باشیم. ما میتوانیم میانجیگری کنیم و حتی آذوقه فراهم کنیم اما هر جنبشی باید توسط خود آنها آغاز شود.
ما از مداخله در افغانستان و لیبی درس دیگری گرفتیم: اینکه ما پایان ماجرا را رقم زدیم اما ابزارهای رسیدن به پایان ماجرا را رقم نزدیم. ماجرا همین است، انجام تمامی کارهایی که به تغییر جوامع میانجامد و این دلیل آن است که ما افغانستان را ترک میکنیم و بیرون از سوریه میمانیم و به تحریمها تا جایی که ممکن است تکیه میکنیم، تا ایران را از ساخت بمب هستهای منحرف کنیم. اصلاح این کشورها بسیار دشوار است اما نادیده گرفتن آنها نیز همچنین خطرناک است. ما همچنان تلاش میکنیم تا کمک کنیم اما از قدرتهای منطقهای و محلی انتظار داریم که مسئولیت بیشتری را بر عهده بگیرند.
در نهایت، ما کارهایی در کشور خود داریم که باید به آنها رسیدگی کنیم. به زودی از مردم آمریکا خواسته میشود مالیاتهای بیشتری را پرداخت کنند. این روز به زودی فرامیرسد. این مسئله ما را انزواگرا نمیکند اما احوالات مردم آمریکا را طوری تغییر میدهد که ما درباره مکانهایی که قرار است در آنجا درگیر باشیم، محتاطتر میشویم به این مفهوم که تنها یک تغییر افراطی فلسطینیان یا اسرائیلیها ما را وادار میکند تا به طور کامل وارد مداخله شویم.
«محمود عباس» رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی یک روز در مصاحبه با شبکه ۲ اسرائیل اعلام کرد: فلسطین برای من، مرزهای ۱۹۶۷ و مرکز آن قدس شرقی است. این فلسطین است. من یک پناهنده هستم. من در رامالله زندگی میکنم. کرانه باختری و غزه فلسطین است. بقیه مکانها اسرائیل است.
این یک سیگنال بزرگ است اما نتانیاهو آنرا به تمسخر گرفت. «دیوید گراسمن» رماننویس اسرائیلی در یک نامه آشکار به نتانیاهو در هاآرتص نوشت: این مسئله تاحدودی باعث خجالت است اما به شما یادآور میشوم آقای نتانیاهو شما انتخاب شدید که اسرائیل را دقیقاً هدایت کنید، تا اینکه فرصتهای نادر را تشخیص دهید و آنها را به یک اهرم ممکن برای خارج کردن کشور از موانعی که دههها است درگیر آن شده است، تبدیل کند.
بنابراین بهترین توصیه من به اسرائیل این است که بر انتخابات خود که ۲۲ ژانویه است، متمرکز شوند، نه بر انتخابات ما، واقعا ناراحتکننده است که در کشوری با این همه استعدادهای انسانی، محلی که تا این اندازه اسرائیلی در آن حضور دارد، هنوز نمیتوانند در خصوص یک رقم ملی که میتواند علیه نتانیاهو و رقیب آدم کش وی «آویگدور لیبرمن» وزیر خارجه اسرائیل جاری شود، به توافق برسند. روی آمریکا حساب نکنید که شما را به سمت نجات پیش ببرد، باید از خودتان شروع کنید. رئیسجمهور ما مشغله زیادی دارد.