پس از گذشت ۳۵ سال از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و چاپ آثار بسیاری در بررسی و تحلیل پیروزی انقلاب اما به نظر میرسد که هنوز هم بعضی از ابعاد این پیروزی بزرگ آن طور که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته و نیازمند مطالعه و پژوهش بیشتری است. همچنین در تحقیقات و پژوهشهای صورت گرفته به تاریخ شفاهی کمتر توجه شده است. در حالی که با گذشت بیش از سه دهه از انقلاب اسلامی، هنوز هم بیشتر حماسهسازان انقلاب یاد و خاطرهی آن حماسه بزرگ را از یاد نبردهاند . و یکی از گروهها و ارگانهایی که در این میان نقش بسزایی داشتهاند ارتش و نیروهای مسلح بودهاند.
سرتیپ احمد ریسمانچیان معتقد است که موضع نیروهای مسلح در قبال رویدادهای انقلاب و مردم موضع کجدار و مریز و صرفا جهت رفع تکلیف بوده است. وی در ادامه میگوید:
«من عامل اصلی این تحولات را در اشتراک اعتقادات دینی و باورها ی مذهبی بین پرسنل نیروهای مسلح و آحاد جامعه میبینم».
نیروی عظیمی که شاه و سردمداران خارجیاش بیشترین سرمایه را صرف آن کرده بودند تا در روزهای بحرانی حافظ منافع و امنیت آنان باشد،1 و از نظر مردم انقلابی نیز بزرگترین سر پیروزی انقلاب به شمار میرفت. به راستی چه شد که این «پنجمین نیروی بزرگ نظامی جهان»2 به رغم صرف بخش عظیمی از داراییهای کشور برای تقویت و گسترش آن3 در حساسترین مرحلهی تاریخی که رژیم به کمک آن نیاز داشت در بحبوحهی یک بحران عمومی، آرام به گوشهیی خزید و جسارت هر گونه واکنش را در برابر قیام مردم به یکی از دست داد. پاسخ به این پرسش از زبان کسانی که خود روزی جزیی از بدنهی ارتش بودند میتواند از مهمترین و خواندنیترین موضوعات تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی باشد. به عوامل زیادی در خنثی سازی و ناکارآمدی ارتش پهلوی در برابر انقلاب مردمی سال 1357 میتوان اشاره کرد که در این مقال جای پرداختن به همه آن عوامل نیست . لذا سعی میشود به طور مختصر و تیتروار به موارد مهم اشاره شود. 1ـ مهمرین مسائل تأثیرگذار بر نیروهای مسلح در گرایش به انقلاب و پیوستن به مردم نارضایتی اکثر نظامیان از موقعیت اقتصادی خود و مسأله تبعیض بین بدنهی ارتش با افسران و نظامیان رده بالا بود. به قول سرهنگ نوروزی: «اعلی حضرت میگفتند میخواهم که افسران من مثل شوالیهها باشد»4 البته مسأله تبعیض بین سطح زندگی مستشاران آمریکایی و نظامیان ایران نیز از عوامل اصلی این نارضایتی بود.5
2ـ شاه از بدنهی ارتش و نیروهای مسلح غافل بود. « بخش اعظم بدنهی ارتش چون مذهبی واز خود مردم بودند در وقایع نقش منفی نداشتند، ارتباط مردم با توده ارتش برقرار بود. چون اینها از آحاد مردم بودند و با مردم ارتباط تنگاتنگ داشتند لذا میبینم زمانی که حکومت نظامی در کشور بر قرار بود به ندرت اتفاق میافتاد که سربازی روی مردم آتش بکند».6
3ـ موضوع ارتش در قبال وقایع مهم سالهای 56 و 1357
تیمسار احمد ریسمانچیان معتقد است که موضع نیروهای مسلح در قبال رویدادهای انقلاب و مردم موضع کجدار و مریز و صرفا جهت رفع تکلیف بوده است. وی در ادامه میگوید:
«من عامل اصلی این تحولات را در اشتراک اعتقادات دینی و باورها یمذهبی بین پرسنل نیروهای مسلح و آحاد جامعه میبینم».7
4ـ مرور فتوای امام در مورد شکستن سوگندی که نظامیان در آغاز ورود به ارتش برای حفظ تاج و تخت سلطنتی یاد کرده بودند. تیمسار رامتین در این خصوص چنین میگوید:
«در سال 56 و پس از کشتار فاجعهآمیز 19 دی ماه سال 56 اینجاست که مسئله استفاء گروهی از افراد نیروهای مسلح از حضرت امام در مورد متن سوگندنامه مطرح میشود که امام فرمودند قسم برای حفظ قدرت طاغوتی صحیح نیست و سوگند خوردگان خلاف آن عمل کنند».8
5ـ اعلام حکومت نظامی در 17 شهریور 1357، در تهران و 12 شهر بزرگ کشور منجر به کشاندن ارتش به خیابانها شد و بنا به گفتهی سرهنگ محممهدی کتیبه شاه به خیال اینکه با بوجود آوردن واقعه 17 شهریور (جمعه سیاه) میتواند مانند 15 خرداد سال 1342 مردم را سرکوب و مرعوب کند دست به عمل نابخردانهای زد و کشتار میدان ژاله را رقم زد اما:
«این کشت و کشتار و حمله وحشیانه و وسیعی که اویسی کرد، در 17 شهریور به نتیجه نرسید و تقریبا آتش قیام را شعلهورتر کرد و آنها نتیجه عکس گرفتند».9
6ـ روی کار آمدن دولت نظامی ازهاری نیز که در واقع «وجهه ارتش را خراب کرد»10 کاری از پیش نبرد و به دنبال آن وقوع حادثه تیراندازی در پادگان لویزان و گارد شاهنشاهی بیش از پیش روحیه نظامیان را متزلزل کرده و آخرین امیدهای شاه را نیز به تنها پایگاه خود بعضی گارد جاویدان به یأس مبدل کرد.11
7ـ با خروج شاه از کشور که بلافاصله منجر به فرار بسیاری از سران نظامی ارشد،12 ارتش روحیهی خود را از دست داد و بدنهی آن در انقلاب مستحیل شد و سران آن در سردرگمی کامل غرق شدند. « در واقع با فرار شاه ارتش یک موجود بیصاحب و بی مسئولیت شد این در به ثمر رسیدن انقلاب و خنثی کردن نیروهای مخربی که در ارتش بودند خیلی مؤثر افتاد».13
1ـ از عوامل مؤثر دیگر در خنثی سازی ارتش پهلوی استراتژیهای کارآمدی بود که از سوی مردم و رهبران انقلاب به کار گرفته شد. تاکتیکهایی چون گسترش تظاهرات و اعتصابات دادن شعارهای حماسی و احساسی ، دادن گل و شیرینی به نظامیان ، بخش شایعه و اعلامیه بین نظامیها ، دامن زدن به روحیه شهادتطلبی و هدید و ترور عناصر شناخته شدهی رژیم موجب درماندگی شاه و سران نظامی او شده و روز به روز بر همبستگی نظامیان با مردم انقلابی میافزود .14 در این میان نباید از پیامها و اعلامیههای به موقع مراجع تقلید و روحانیون و مخصوصا امام خمینی (ره) غافل بود. به گفتهی تیمسار ریسمانچیان :«قطعا فعالیت تبلیغاتی مراجع عظام تقلید که از طریق جراید انتشار مییافت یا به صورت شبنامهها منتشر میشد یا از طریق رادیوهای خارجی مثل رادیو بی.بی.سی که آن زمان شنوندهی زیادی داشت به اطلاع عموم میرسید، بسیار مؤثر بود و طیف نیروهای مسلح و به طور کل نیروهای امنیتی را تحت تأثیر قرار میداد».15
تیمسار رامتین در تحلیل شخصیت امام خمینی (ره) از سال 42 تا پیروزی انقلاب شاخصهها و خصوصیات ایشان را شخصیت جذاب ، راهنما بودن ، آگاهی دهنده ، ساناد جنگ روانی ، صاحب نظر و قاطع ، برانگیزاننده و آگاه سیاسی ارزیابی کرده و معتقد است که امام با این ویژگیها بود که توانست ارتش و نیروهای مسلح را جذب انقلاب کند.16
9ـ خطای استراتژیک شاه در کشاندن ارتش به خیابانها ، که منجر شد به فرار سربازان وظیفه و پرسنل کادر از محل خدمت17 ، پیوستن نیروی هوایی در 19 بهمن به انقلاب 18 ، واعلام بیطرفی ارتش در صبح روز 22 بهمن 1357 ؛ گآرد پهلوی رااز پای درآمد و انقلاب اسلامی مردم ایران به پیروزی رسید.