بی خود است ...
.
.
"و من یتوکل علی الله ، فهو حسبه"
همین که "خدا" هست کافی است
اما حضور سورنا ستاری، اولین حضور نسل جدید فرزندان شهید در مدیریت
کشور نبود. خردادماه امسال و در انتخابات چهارمین دوره شورای اسلامی شهر
تهران هم فرزند یکی دیگر از شهدای جمهوری اسلامی، با رای مردم تهران به
عضویت شورای شهر تهران درآمد. «محمدمهدی تندگویان» که با لیست ائتلاف اصلاح
طلبان در انتخابات شرکت کرده بود، توانست با کسب 154 هزار و 921 رای، به
عنوان پانزدهمین منتخب مردم تهران، وارد ساختمان خیابان بهشت شود.
البته حضور فرزندان چهره های شهید جمهوری اسلامی در سمت های اجرایی و
مدیریتی پیش از این هم سابقه داشته است. حضور دکتر «علی مطهری» و دکتر
«محمدمهدی مفتح» به مجلس شورای اسلامی از جمله سوابق حضور فرزندان شهدای
شناخته شده در مناصب سیاسی در ایران است
تصویری از مقام معظم رهبری در میان ارتشیان غیورمرد و بی ادعا
رهبر عزیزمون در مورد ۸ سال جنگ تحمیلی می فرماید :
من مشتاقم که جوانهاى ما قصهى جنگ تحمیلى هشت ساله را بدانند که چه بود. این را بارها گفتهایم؛ افراد هم گفتهاند و تشریح کردهاند؛ اما یک نگاه کلان به این هشت سال، با اطلاع از جزئیاتى که وجود داشته است، خیلى براى برنامهریزى آیندهى جوان در روزگار ما مهم است. ۱۳۸۷/۰۸/۰۸
قبل از خواندن متن توجه داشته باشیم که:با دیدن این عکس و خواندن این مطالب سریع نگوییم اینها انگل هستند؛سریع نسخه فی البداهه نپیچیم که باید با اینها برخورد شود؛سریع به دنبال روشهای فیزیکی بی فایده و انسان عقده ای کن نباشیم
؛ هر سالی که می گذرد، بدحجابیها شکل و شمایل جدیدتری به خود میگیرند، تا جایی که دیگر با سری به مانتوفروشی ها متوجه می شویم که باید با چیزی به نام «دکمه» در مانتوها خداحافظی کنیم. مانتو هم دیگر معنای خود را از دست داده و بیشتر شبیه شنلی شده که تنها روی شانه ها آویزان می شود و از روبرو چیزی به نام «مانتو» دیده نمیشود.ولی راه چیست؟ به نظر می رسد برای پدیده حجاب باید به این سوالات جواب روشن، دقیق و عینی (یعنی علم واقع گرایانه) داد. سوالاتی از قبیل سوالات زیر:
اول باید علت ایجاد این پدیده شناسایی شود. همچنین باید مشخص شود که این پدیده انحراف است یا نه. بعد باید دید که چرا این افراد آن را می پسندند؟ چرا نباید این روش را بپسندند؟ تفاوت این افراد با کسانی که خود حجاب اختیاری دارند چیست؟ چگونه این شکاف را می شود پر کرد؟
درمورخه11/6/92مصادف باشهادت مشعل دار بصیرت امام حعفرصادق(ع)باجمعی ازیاران توفیق یافتیم دراستقبال کجاوه های پرازنورکه زمینییان آنان را<<گمنام>>ولکن درآسمان ها آنان نامدارترین نامورمی نامندمشارکت کنیم دراین مراسم صحنه ها وتصویر متفاوتی رقم خورد که قلم از رقم آن عاجزاست وهرکس به ظن خود ازاین مشعل داران به ظاهربی نام اماپرنوردرخواستی داشتند.
برخی مادران باآوردن عکس فرزندشهیدش وموقعیت فرزندش راازآن می طلبیدند
برخی جوانان سررابر تابوت این پرندگان عاشق می گذاشتندو ضجه می زندوخواستاربازگشایی درب شهادت بوندند
:
:
:
برخی ازیاران درخواست داشتندکه ای آبروداران درگه حق ازخداوندبخواهیدمارادراین نبردنوین که دشمن بانقاب به میدان کارزار آمده همچون گذشته یاری دهد.
درپایان چیزی که دراین ضیافت عایدم شد احساس شرمندگی بود که بنده وامثال بنده به شهداوامام شهدا خیلی بدهکارهستیم باید کمر همت ببندیم وبقول شهیدلشکری شهدانظارگره اعمال ماهستندتا ببیندکه ما چگونه آزآرمان های انقلاب اسلامی حفاظت می کنیم
ولسلام
قرن بیستم، قرن بلاهای زاده بشر برای خود است، قرنی که جنگ های جهانی آن، میلیون ها نفر را به خاک و خون کشید و جنگ سردش هزاران نفر را به آغوش مرگ خاموش انداخت. اما فجایع قرن بیستم تنها نشأت گرفته از کنش- واکنش های سیاسی نبود، بلکه فسادهای اخلاقی و انحرافات جنسی نیز فجایعی ضد بشری به بار آوردند، فجایعی که اثرات آن نیز با گذر زمان شدت می یابد.
.
سقوط هیتلر و پایان جنگ جهانی دوم برابر شد با ظهور نسلی به نام “نسل فرزندان نامشروع”. در حقیقت پایان جنگ جهانی از یک سو باعث تصرف کشورهایی همچون آلمان توسط سربازان بیگانه شد. کشورهای که به واسطه لشکرکشی حاکمانشان میلیون ها نفر از مردان جوان خود را از دست دادند، تلفاتی که ترکیب جنسیتی این کشورها را به طوری جدی به سمت سنگینی کفه به سمت زنان بالا برد. از سوی دیگر با پایان یافتن این جنگ افشاگری های تکان دهنده ذهن مردم را درگیر خود کرد، افشای فجایع انسانی مانند قتل عام لهستانی ها توسط شوروی، قتل عام چک ها توسط آلمان ها و کشته شدن میلیون ها سرباز باعث فروریختن تمام ارزش های اخلاقی و مسیحی در جامعه غرب شد.
با فروپاشی تمام ارزش های اخلاقی به جا مانده از عصر مسیحیت و فلاسفه اخلاق مدار غرب در نیمه ابتدایی این قرن، در پایان آن نیز، روشنفکران غربی با ارائه توجیه و عرفی سازی انواع مفاسد و انحرافات از قبیل همجنس گرایی، هم خانگی، رفتارهای جنسی بی قاعده و … باعث فروریختن تمام زیرساختهای اخلاقی جامعه خود شد.
این فروپاشی اخلاقی، نوک پیکان را به سمت مهمترین نهاد اجتماعی یعنی نهاد خانواده نشانه رفت. خانواده که حلقه نخستین تشکیل یک جامعه انسانی و نخستین مرکز آموزش و تربیت نسل آینده جامعه است و نسل آینده کنش و واکنش های اجتماعی خود را در این نهاد فرا می آموزد، فلذا سلامت و صلابت اخلاقی این نهاد، نسلی فرزانه و مسالمت جو را تحویل جامعه می دهد و در فقدان این گزاره ها، جامعه در آینده با نسلی پرخاش گر و ستیزه جو روبرو خواهد شد. ادامه مطلب ...
یه داستانی براتون واسه زنگ تفریح گذاشتم.بخونینو حال کنین:
دختر کوچولو وارد بقالی شد اون کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت: مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش.
بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت: چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش میدی، میتونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری.
اما دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلاتها خجالت میکشه گفت: دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار
دخترک پاسخ داد: عمو! نمیخوام خودم شکلاتها رو بردارم، نمیشه شما بهم بدین؟
بقال با تعجب پرسید: چرا دخترم؟ مگه چه فرقی میکنه؟ و دخترک با خندهای کودکانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!
بعضی وقتها حواسمون بهاندازه یه بچه کوچولو هم جمع نیس که بدونیم و مطمئن باشیم که مشت خدا از مشت ما بزرگتره
صادق علیه السلام در دعایی میفرماید:
یَا مُعْطِیَ الْخَیْرَاتِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنِی مِنْ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ مَا أَنْتَ أَهْلُه
ای عطا کنندهی خیرها! بر محمد و آل محمد درود و رحمت فرست و به من خیر دنیا و آخرت را ـ آن چنان که در خور تو است ـ عطا نما.
کافی، ج۲،
آری… با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید
شب قدر شب شناخت انسان کامل است اینکه انسان تبلور نور قرآن را در وجود او مشاهده می کند و در آینه او گم شده خویش را بلکه خویش را خواهد یافت؛ همه چیز برای آن است که در سایه شناخت قدرِ لیلة القدر ،بنده قدر خود را دریابد و قرآن را با پیامبر قرآن و امر را با صاحب الامر و لذت انسان بودن را در طریق عبودیت درک کند که سعادت در گرو بندگی خداست.
ادامه مطلب ...