برای مایی (پرمدعا) که سالهاست پدرانمان بیادعا برای انقلاب و نظام فعالیت کردهاند و بعضاً پدرانی که شهید شدند و جانباز و...
که این انقلاب پابرجا بماند و کسانی که به نظام جمهوری اسلامی ایران رأی «آری» دادند و فرزندانشان را به جنگ تحمیلی فرستادند تا باز دست امریکا و هم پیمانانش مثل همیشه از چنگال انداختن به کشور عزیزمان قطع شود و در حسرت یک وجب از خاک ارزشمندمان به هر چیزی مثل تحریم و... متوسل شوند که کمرمان شکسته شود؛ خیلی سخت است که یک فرد نادان و خودباخته به ما بگوید «شماها باید از کشورمان بروید بیرون...»
این کوته فکری، خودخواهی و تکبر غربی تا آنجا افزایش پیدا میکند که به چادر زهرا(س) که دختران چادری به این میراث گران بها ارزش مینهند، هتک حرمت شده و چادر از سرشان بر میدارند و با مشت و لگد به جانشان در کوچهها میافتند تنها به خاطر امر به معروفی که سالهاست ائمه اطهار ما به آن سفارش کردهاند.
این اولین بار نیست و حتماً آخرین بار هم نخواهد بود که افرادی که فقط عریان شدن بدن برایشان ارزشمند است نه زیبایی اندیشه، به جان کسانی بیافتند که سعی کردهاند حداقل در این ماه مبارک رمضان حرمت نگه دارند.
سخت است برای امثال ما یعنی کسانی که به اندازه ذرهای اسلام را درک کردهاند و مدیون شهدا هستند که نگذاشتند پای بیحیایی و فساد اجنبی در کشورمان باز شود، کسانی بیایند بگویند «بروید پی کارتان که یک مشت آدمهای متحجری هستید که کهنه پرستی عشقتان است و بویی از تجدد و تمدن نبردهاید».
واقعاً سخت است برای ما، که ما جواب شهدایمان را نمیتوانیم بدهیم چه برسد به اولیای دین!
در این کشور که خیلیها چشم طمع به ثروت آن را دارند و این ابلهان و نادانان چراغ سبز به بیبندوباری امریکا نشان میدهند، کهنه پرستانی هستند که به دلیل یک سوال از یک بیحجاب که «آیا اینجا ایران نیست؟ آیا نباید تابع قوانین کشوری باشیم که در آن زندگی میکنیم؟» مورد ضرب و شتم یاغی صفتان قرار میگیرند.
این کهنه پرستان در این ماه، در یک کوچه، با طفلی صغیر کبود میشوند و اگر همین بسیجیان متحجر حزب الهی نبودند آن مادر شاید جان میداد؛ از این رفتارها همیشه بوده و در تاریخ اسلام هم ثبت شده در اینجا بسیجیان بودند اما در آن کوچه تنها کریم آل طاها بود؛ برای ما حتی خبرش هم درد است اما برای کسی که در غم زهرا (س) این روزها میسوزد؛ فرقش شکافته میشود!
کارمان به جایی رسیده که در کشور اسلامی امر به رعایت شئونات اسلامی کنیم! آنهم با چاشنی ضرب و شتم!
ﻃﺮز ﻟﺒﺎس ﭘﻮﺷﻴﺪن ﺳﺮﻟـﺸﻜﺮ ﺧﻠﺒـﺎن ﺷـﻬﻴﺪ «ﺑﺎﺑـﺎﻳﻲ» ﻫﻤـﻮاره ﻣـﻮرد اﺳﺘﻬﺰاء دﺷﻤﻨﺎن اﻧﻘﻼب و ﻣﻮرد اﻳﺮاد و اﻋﺘﺮاض ﻫﻤﻜﺎران وی ﺑﻮد. اﻳﺸﺎن وﻗﺘﻲ ﻟﺒﺎس ﺷﺨﺼﻲ ﺑﻪﺗﻦ ﻣﻲﻛﺮد، ﺑﻪﻋﻠﺖ ﺳﺎدﮔﻲ و ﺑﻲﭘﻴﺮاﻳﮕـﻲ ﻟﺒـﺎس، ﺗﺸﺨﻴﺺ وی ازاﻓﺮاد ﻣﻌﻤﻮﻟﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺸﻜﻞ ﻣﻲﺷﺪ. ﻣـﻮی ﻛﻮﺗـﺎﻫﺶ ﺑـﻪ ﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﺎﻧﺪن او در ﺑﻴﻦ ﺗﻮده ﻣﺮدمﻛﻤـﻚ ﻣـﻲﻛـﺮد.
ﻫﻨﮕـﺎم ﺣـﻀﻮر در ﺟﺒﻬﻪ ﻳﺎ ﺑﺎزدﻳﺪ از ﻗﺮارﮔﺎهﻫـﺎ، ﻟﺒـﺎس ﺑـﺴﻴﺠﻲ ﺑـﻪﺗـﻦ داﺷـﺖ. ازﻋﻼﻳـﻢ ﺧﻠﺒﺎﻧﻲ، ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎی اﻓﺴﺮی، درﺟﺎت اﻣﻴﺮی و ... ﻫﻴﭻ اﺛﺮی در ﻟﺒـﺎسﻫـﺎی وی دﻳﺪه ﻧﻤﻲﺷﺪ. اﻣﺎ وﻗﺘﻲ ﻟﺒﺎس ﺧﻠﺒﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﺗﻦ ﻣﻲﻛﺮد، ﻧﺎﭼﺎر ﺑﻪ اﺳـﺘﻔﺎده از ﻋﻼﻳﻢ و ﻧشان های ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﻲ ﻣﻲﺷﺪ. ﺑـﻪﻫﻨﮕـﺎم راه رﻓـﺘﻦ ﻳـﺎ ﺻـﺤﺒﺖ ﻛﺮدن ﺳﺮش را ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻣﻲاﻧﺪاﺧﺖ. اﻧﮕﺎر ﻛﻪ از ﺗﻤﺎﻳﺰ و اﺧﺘﻼف درجه ﺧﻮد ﺑﺎ دﻳﮕﺮان ﻧﺎراﺣﺖ ﺑﻮد. ﺑﻪ ﻣﺤﺾ اﻳﻨﻜﻪ ﺷﺮاﻳﻂ را ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻣﻲدﻳﺪ، درﺟﻪﻫﺎ و ﻧﺸان های ﺧﻮد را ﺑﺮ ﻣﻲداﺷﺖ و در ﺟﻴﺒﺶ ﭘﻨﻬﺎن ﻣﻲﻛﺮد!
کشیک دادن در هوای سرد
ﭘﺪر ﺳﺮﻟﺸﻜﺮ ﺧﻠﺒﺎن ﺷﻬﻴﺪ «ﻋﺒﺎس ﺑﺎﺑﺎﻳﻲ» می گوید: یک روز، ﻳﻚ ﺑـﺴﻴﺠﻲ ﻛـﻪ در ﻫﻨﮕـﺎم ﺗـﺸﻴﻴﻊ ﺟﻨـﺎزه «عباس» در ﻗﺰوﻳﻦ، از ﻃﺮﻳﻖ ﻋﻜﺲ او را ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮد، ﺑـﻪ ﺧﺎﻧـﻪ آﻣـﺪ و ﺧـﺎﻃﺮه ای را ﺑﺮای ﻣﺎ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﺮد ﻛﻪ ﻫﻤﮕﻲ ﻣﺎ ﻣﻨﻘﻠﺐ ﺷﺪﻳﻢ. ﻣﻲﮔﻔﺖ: «ﻳﻚ ﺷﺐ ﻣـﻦ ﺑﺎ اﺳﻠﺤﻪ ﺟﻠﻮی درِ ﻣﺴﺠﺪ ﻛﺸﻴﻚ ﻣﻲدادم. ﻧﻴﻤﻪﻫﺎی ﺷﺐ ﻛﻪ ﻫـﻮا ﺧﻴﻠـﻲ ﺳﺮد ﺑﻮد، ﺑﺮادری ﭘﻴﺶ ﻣـﻦ آﻣـﺪ و ﭘـﺲ از ﺳـﻼم و اﺣﻮاﻟﭙﺮﺳـﻲ ﮔﻔـﺖ:
«ﺑﺮادر، ﻣﻦ ﻳﻜﻲ از ﺑﺴﻴﺠﻴﺎن اﺻﻔﻬﺎن ﻫﺴﺘﻢ. اﺳـﻠﺤﻪات را ﭘـﻴﺶ ﺧـﻮدت ﻧﮕﻬﺪار و ﺑﺨﻮاب. ﻣﻦ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺘﻲ ﺑﻪ ﺟﺎی ﺗﻮ ﻫﻤـﻴﻦ ﺟـﺎ ﭘـﺎس ﺧـﻮاﻫﻢ داد.» ﻣﻦ اول ﺑﻪاو ﺷﻚ ﻛﺮدم و ﺑﺎ ﺧﻮد ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻜﻨـﺪ ﻗـﺼﺪ ﺳـﻮﻳﻲ داﺷـﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ! وﻟﻲ ﭼﻮن اﺳﻠﺤﻪ در دﺳﺘﻢ ﺑﻮد ﺑﺎﻻﺧﺮه ﺑﺎ اﺻﺮار او ﻣﺤﻞ ﻣﻨﺎﺳـﺒﻲ را ﭘﻴﺪا ﻛﺮدم و اﺳﺘﺮاﺣﺖ کردم. ﻣﻮﻗﻊ اذان ﺳﺤﺮ ﺑـﻮد ﻛـﻪ آن ﺑـﺮادر ﻣـﺮا از ﺧﻮاب ﺑﻴﺪار ﻛﺮد و ﺧﻮد ﺑﺮای ﻧﻤﺎز ﺑﻪ داﺧﻞ ﻣﺴﺠﺪ رﻓﺖ. ﻣﻦ دﻳﮕـﺮ او را ﻧﺪﻳﺪم. زﻣﺎن ﺗﺸﻴﻴﻊ ﺟﻨﺎزه وﻗﺘﻲ ﻋﻜﺲ او را دﻳﺪم، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪم اﻳﻦ ﻫﻤـﺎن ﺑﺮادری اﺳﺖ ﻛﻪ ﻳﻚ ﺷﺐ ﺟﺎی ﻣﻦ ﭘﺎﺳﺪاری داده اﺳﺖ.»
آرزوی شهادت
یکی از همرزمان شهید بابایی نیز می گوید: درﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ اﺗﻘـﺎق ﺷـﻬﻴﺪ «ﺑﺎﺑـﺎﻳﻲ» در ﺟﺰﻳـﺮه ﻣﺠﻨـﻮن ﺑـﻮدﻳﻢ، ﻣﺰدوران ﺑﻌﺜﻲ اﻗﺪام ﺑﻪ ﺑﻤﺒﺎران ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ ﻛﺮدﻧﺪ. ﺗﻌﺪاد زﻳﺎدی از رزﻣﻨﺪﮔﺎن ﻣﺎ ﻛﻪ ﻣﻮرد اﺻﺎﺑﺖ ﺑﻤﺐﻫﺎی ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ ﻗﺮارﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮدﻧﺪ، دﭼﺎر ﺿﺎﻳﻌﺎت و ﺟﺮاﺣﺎﺗﻲ ﺷﺪﻧﺪ. ﻣﻦ ﺑﻪ اﺗﻔﺎق اﻳﺸﺎن اﻗﺪام ﺑﻪ انتقال ﺑـﺮادران ﻣﺠـﺮوح ﺑـﻪ ﭘﺸﺖ ﺟﺒﻬﻪ ﻛﺮدﻳﻢ.
در آن ﺣﺎل و ﻫﻮا، دو ﻧﻔﺮ از ﺑﺮادران ﺑـﺴﻴﺠﻲ را ﻣـﺸﺎﻫﺪه ﻛـﺮدﻳﻢ ﻛـﻪ داﺧﻞ ﮔﻞوﻻی ﺑﻮدﻧﺪ و ﻟﺤﻈﺎت آﺧﺮ ﻋﻤﺮ ﺧﻮد را ﺳﭙﺮی ﻣﻲﻛﺮدﻧﺪ. ﺷﻬﻴﺪ ﺑﺎﺑﺎﻳﻲ در ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ اﺷـﻚ در ﭼـﺸﻤﺎﻧﺶ ﺟﻤـﻊ ﺷـﺪه ﺑـﻮد ﻳﻜـﻲ ازاﻳـﻦ رزﻣﻨﺪهﻫﺎی ﺑﺴﻴﺠﻲ را درآﻏـﻮش ﮔﺮﻓـﺖ و ﺑﻮﺳـﻴﺪ و دﺳـﺘﻲ ﺑـﻪ ﺳـﺮ و ﺻﻮرت ﺧﻮدﻛﺸﻴﺪ و ﺻﻠﻮات ﻓﺮﺳﺘﺎد.
ﻣﻦ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻛﺎر او اﻋﺘﺮاض ﻛﺮدم و ﮔﻔﺘﻢ: «ﻣﮕﺮ ﻧﻤﻲﺑﻴﻨﻴﺪ ﻛـﻪ اﻳﻨﻬـﺎ ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ ﺷﺪه اﻧﺪ و ﻧﺒﺎﻳﺪ آﻧﻬﺎرا ﻟﻤﺲ ﻛﺮد؟»اﻳﺸﺎن ﻫﻤﺎنﻃﻮر ﻛﻪ ﻣﺸﻐﻮل ﺻـﻠﻮات ﻓﺮﺳـﺘﺎدن ﺑـﻮد، ﺑـﻪﻣـﻦ ﮔﻔـﺖ: ﭘﺴﺮﺟﺎن! ﺗﻮ ﻧﻤﻲداﻧﻲ! اﻳﻨﻬﺎ ﺗﺒﺮک اﺳﺖ؟ ﻧﻤﻲﺑﻴﻨﻲ ﭼﻄـﻮر از ﭼﻬـﺮه اﻳـﻦ ﺑﺮادر ﺑﺴﻴﺠﻲ ﻧﻮر ﻣـﻲﺑـﺎرد؟ ﺧﻮﺷـﺎ ﺑـﻪ ﺣـﺎﻟﺶ ﻛـﻪ ﺷـﻬﻴﺪ ﺷـﺪ.» بعد دﺳﺘﻬﺎی خود را ﺑﻪ ﻃﺮف آﺳﻤﺎن ﺑﻠﻨﺪ ﻛﺮد و ﮔﻔﺖ: «ﺧﺪاﻳﺎ! ﭘﺲ ﻣﻦ ﻛﻲ ﺷﻬﻴﺪ ﻣﻲﺷﻮم؟»
بررســــــــــی دلایل روزه خــــواری و پاسخ اجـمالی به آن
بسم الله الرحمن الرحیم
فَإِذَا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ یُشْرِکُونَ (٦٥)لِیَکْفُرُوا بِمَا آتَیْنَاهُمْ وَلِیَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ (٦٦)
این افراد هنگامی که سوار بر کشتی زندگی ،حیاتشان با امواج خطرات به تلاطم می افتد خدا را مخلصانه می خوانند وزمانی که خدا آنها را( دستگیری می کند و) به ساحل نجات می رساند باز مشرک می شوند.تابه نعمتهایی که مابه آنها داده ایم کفران ورزند وتا مدتی بهرمند باشند، اما به زودی خواهند دانست.
سوره مبارکه عنکبوت آیه 65و66
همیشه ما قضیه روزه خواری رو از این طرف و از طرف خودمون نگاه میکنیم، اما با یک دید دیگه هم میشه به این قضیه نگاه کرد؛ خیلی ها گمان می کنند که مهمانی خدا برای همه است و خدا همه افراد رو از دم کنار مهمونای خاصش می نشونه...نه! گمان نمی کنم اینطوری باشه! کسانی که با اختیار خودشون فرسنگ ها از حقیقت خودشون و از خدای خودشون فاصله گرفتن جایی توی این مهمونی ندارند اصلا این دوریشون از حقیقت بهشون این اجازه رو نمیده که سر سفره آسمان بنشینند. ادامه مطلب ...
مرحوم حاج آقا دولابی (رحمة الله علیه) فرمودند:
*هر کس گفت التماس دعا گفتم من مستجاب الدعوه نیستم اما اگر باشم چه دعایی می خواهی بکنم؟
گفت دعا کن خدا حجم را قبول کند.
گفتم آیا خودت حجت را قبول داری؟ گفت : نه!...اٍه !؟ وقتی خودت قبول نداری من چه بگویم؟ در نماز جماعت می گوید التماس دعا. دعا کن خدا نماز ما را قبول کند.گفتم: آیا خودت نمازت را قبول داری؟ گفت: «نه!»
*یک وقت کلاه سرت نرود به من بگویی التماس دعا. اوّل خودت را بساز که آنچه را عمل میکنی ،مالی که در راه خدا میدهی،حرفی که در راه خدا میزنی، خودت قبول کنی. کاری که خودت قبول نداری را من چگونه به خدا غالب کنم. چنان قرص می گوید «نه» که آدم دود می شود.این را به شما می گویم که محرم هستید.
*پنجاه سال است که دارم به شما می گویم که خودتان را جمع کنید.کلاه سرتان نرود.در دنیا التماس دعا گو نشوید. وقتی خودت قبول نداری آیا مرا جلو می فرستی تا مرا حبس کنند؟ ولو بدم نمی آید که آنها به خاطر حرف بیجا حبسم کنند.چقدر خوب است که آدم یک بهانه پیدا کند که آنجا حبسش کنند. سور می دهند و به زندانیانشان گاهی سر می زنند و احترام می کنند.ای عزیزان،ما همه در دنیا زندانی هستیم.خداوند زندانی را دوست دارد.مخصوصا که خودش مارا اینجا انداخته است تا ادب شویم.
وَکُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّـهُ حَلَالًا طَیِّبًا ۚ وَاتَّقُوا اللَّـهَ الَّذِی أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ (مائده ۸۸)
از نعمت های حلال و پاکیزه ای که خدا روزی شما فرموده، بخورید و از خدایی که به او ایمان دارید، پروا کنید.
براساس آمار گرفته شده جالب است بدانید که میلیون ها میلیون مسلمان و غیرمسلمان در سطح دنیا به دنبال غذایی با گواهی نامه حلال هستند. بالغ بر ۹ میلیون مسلمان در شمال آمریکا، ۲۰ میلیون در اروپا، ۳۰۰ میلیون در آفریقا، ۲۰۰ میلیون در خاورمیانه و بیش از ۸۰۰ میلیون مسلمان در آسیا خواستار غذایی با کد حلال هستند.
ادامه مطلب ...عالمان ربانی، چلچراغهاى پر فروغى هستند که در هر عصرى، در آسمان علم و عمل مىدرخشند، و با کسب نور و گرما از خورشید رسالت و امامت. بر زمینان تجلى مىکنند و آنان را به سوى منابع نور و برکت دودمان وحى، رهنمون مىسازند، و بر بال عرفان ناب محمدى صلى الله علیه و آله نشانده، بر مشکات ملکوت، عروج مىدهند.
در میان دین باوران کفر ستیز، چهرهى محبوب قرن، فقیه تیز بین سیاست مدار ایزدخواه فیلسوف عارف ژرف نگر، عالم متخلق و رهبر و بنیان گذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمینى، رضوان الله علیه، از موقعیتى والا و ویژه برخودار است; زیرا، روزها و ساعتها و لحظههاى عمر او، بامراقبه و محاسبه سپرى شد و صدها آیهى قرآن را مجسم ساخت و عینیتبخشید.
امسال، که از سوى مقام معظم رهبرى، «سال امام خمینى; رضوان الله علیه» نام گذارى شده است، مناسب استسیرهى عملى ایشان را در ماه مبارک رمضان مورد بررسى قرار دهیم تا جان را با شهد محبت و شناختحاصل از رفتار ایشان، صفایى دیگر دهیم.
حضرت امام، رضوان الله علیه، توجه ویژهاى نسبتبه ماه رمضان داشته و بدین جهت، ملاقاتهاى خودشان را در ماه رمضان تعطیل مىکردند و به دعا و تلاوت قرآن و...مىپرداختند.
و خودشان مىگفتند: «خود ماه مبارک رمضان، کارى است» (1) .
یکى از یاران امام، در این باره گفته است:
در این ماه، ایشان، شعر نمىخواندند و نمىسرودند و گوش به شعر هم نمىدانند. خلاصه، دگر گونى خاصى متناسب با این ماه در زندگى خود ایجاد مىکردند، به گونهاى که این ماه را، سراسر، به تلاوت قرآن مجید و دعا کردن و انجام دادن مستحبات مربوط به ماه رمضان سپرى مىکردند (2) .
ایشان، به هنگام سحر و افطار، بسیار کم مىخوردند، به گونهاى که خادمشان فکر مىکردند که امام، چیزى نخورده است! (3)
حضرت امام رحمه الله درباره رمضان چنین مىسرایند:
ماه رمضان شد، مى و میخانه بر افتاد عشق و طرب و باده، به وقتسحر افتاد افطار به مى کرد برم پیر خرابات گفتم که تو را، روزه، به برگ و ثمر افتاد با باده، وضو گیر که در مذهب رندان در حضرت حق این عملتبارور افتاد (4)
1) کدام روز نیرومندتر و بهتر است؟ فرمود: آن روزی که بر هوای نفس خود پیروز و مسلط شوی.
2) کدام خواری، خوارتر است؟ فرمود: حرص دنیا بر تو چیره شود که گناه کنی.
3) کدام فقر سختتر است؟ روزی که کفر بر تو مسلط شود.
4) کدام رفیق بدتراست؟ رفیقی که معصیت خدا را برایت بیاورد و تو را اهل معصیت کند.
5) کدام خلق بدتراست؟ کسی که دینش را به دنیا بفروشد و به خاطر دنیا دین را تباه کند.
6) کدام کس زیرکتر است؟ کسی که راه حق از باطل را بشناسد و باطل را رها کند و به حق گراید.
7) کدام شخص بردبارتر است؟ کسی که خشم خود را فروخورد برای رضای خدا.
8) کدام کس رای ثابتتری دارد؟ مولا (ع) فرمود: آنکه مردم او را نفریبند و دنیا فریبش ندهد.
9) کدام کس احمقتر است؟ مولا (ع) فرمود: آنکه زیرورو شدن دنیا را ببیند باز فریب بخورد.
10) کدام مردم افسوسخورتر است؟ مولا (ع) فرمود: آنکه از دنیا و آخرت محروم است.
11) کدام مردم کورترند؟ مولا (ع) فرمود: آنکه کاری بکند برای غیر رضای خدا و ریاکار باشد.
12) کدام قناعت بهتر است؟ مولا (ع) فرمود: آنکه قانع باشدبه آنچه خدا روزیش کرده است.
13) کدام معصیت سختتر است؟ مولا (ع) فرمود: معصیت در دین که احکام را زیر پا بگذارد.
14) کدام عمل پیش خدا محبوبتر است؟ مولا (ع) فرمود: انتظار ظهور امامزمان (عج) با عمل به دستورات قرآن و اهل بیت (ع).
15) کدام عمل پیش خدا بزرگتر است؟ مولا (ع) فرمود: در برابر خدا و رسول تسلیم بودن و امر اطاعت کردن.
تنها یک نفر را میشناسم که معقول و سنجیده با من رفتار میکند..
او خیاط من است هر بار که مرا میبیند
از نو اندازه گیری می کند...
و با توجه به سابقم ، قضاوت نمیکند...
دشمنی غرب با ادیان آسمانی و به خصوص اسلام، موضوع تازه ای نیست و سالیان سال است که در فیلمهای هالیوودی و غیر هالیوودی شاهد تاخت و تاز و توهین آنها به این دین مقدس و پاک هستیم.
مشاور نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری، جمعۀ گذشته در هفتمین یادآورۀ شهید ضابط با بررسی «انواع اختلاف» و «انواع وحدت»، و بررسی و تحلیل «بهترین نوع وحدت» و «بدترین نوع اختلاف» پرداخت.
حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در بخش اول سخنان خود در تببین انواع وحدت، پس از اشاره به «درد مشترک» و «درک مشترک» به عنوان دو عامل وحدت، گفت: « وحدت ناشی از «درد» و «درک» مشترک شکننده است. زیرا گروههای مختلف ممکن است برای برطرف شدن این درد راههای مختلفی بیان کنند که اختلاف برانگیز باشد.»
۳ نوع اختلاف ، «اختلاف بین دو باطل حقنما» «بدترین و سهمگینترین نوع اختلاف که میتواند یک جامعه را تا مرز تباهی پیش ببرد، اختلاف بین دو جریان باطل در متن یک جامعة سالم است. این اختلاف میتواند تمام سلامت آن جامعه را به مخاطره بیاندازد. اگر دو نفر که هیچ کدام مادر حقیقیِ نوزاد نباشند، ادعای مادری کنند، چه نتیجهای پیش میآید؟ در این صورت اگر کار بالا بگیرد و به لجبازی کشیده شود، هر دو مدّعی، برای اینکه کم نیاورند حاضرند این بچه نصف بشود، ولی از اختلاف خودشان دست بر ندارند!»
«جالب این است که شما اگر بخواهید علیه هر کدام از این دو گروهِ باطل سخنی بگویید شما را به «آنطرفی بودن» و وابستگی به گروه باطل مقابل متهم میکنند و میگویند: «تو داری به نفع فلانی این سخن را میگویی.» اگر شما علیه هر کدام از دو جبهۀ باطل که با هم اختلاف دارند بخواهید کاری بکنید، طبعاً به نفع دیگری کار کردهاید و این اجتناب ناپذیر است. لذا این شکنندهترین نوع اختلاف است. در تاریخ اسلام هم نمونۀ این اختلاف شکننده و مهلک وجود داشته است. هم طلحه و زبیر و هم خوارج دشمن معاویه بودند، لذا طبیعتاً جنگ امیرالمؤمنین(ع) با این دو، به نفع معاویه تمام شد. وقتی امیرالمؤمنین شرّ اینها را از سر جامعة اسلامی کم کرد، ضمناً شرّشان را از سر معاویه هم کم کرد.»
: «پیچیدگیاش به خاطر این بود که خوارج دشمنان خونی معاویه بودند. در واقع علی(ع) ۴۰۰۰ نفر از یاران خودش را که میتوانستند با معاویه بجنگند از میان برداشت! در واقع حضرت با چهار هزار نفر آدمِ مقدسِ انقلابی که دشمن معاویه بودند جنگید. قبل از این که برود سراغ معاویه، اول اینها را کشت.»
«چگونه میتوان از این نوع اختلافها عبور کرد؟» : «فقط با بهترین نوع وحدت -یعنی وحدت حول ولایت - میتوان بدترین نوع اختلاف را از بین برد.»
ادامه مطلب ...